خرید بک لینک

درباره سایت

آشفتگی های مدامم من

امکانات وب

من آدم وحشی نیستم ک همش داد بزنم ، اما وقتی ی نفر عصبانی از نمره ی درسی هست ک ب شما هیچ ربطی نداره ، و سر حرف عادی شما خودشو تخلیه میکنه شماهم مثل اون رفتار کنید.

رفتارش امروز بوی گند میداد

برچسب: نویسنده: سپیده اکبری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 28 آذر 1395 ساعت: 1:16

من ن ناراحتم ، نه خوشحال ، ی حس خیلی زیاد خنثی ک فقط سردرگمم میکنه، در حالی مثلا باید راضی میشدم ، ناراضی هستم. قبلا اینجا نوشته بودم ک دوستام ، دوستای خیلی نزدیکم، باهم ی گروه سه نفری دارن ک من توش عضو نیستم ، بعد چند وقت پیش میم اومد خودش ی گروه زد و منم تو اون گروه اد کرد ، بعد حالا این مدل شده ک من فقط هستم. حرف میزنم و حرف میزنیم ، ولی واقعا کسی ب حرفای من توجه نمیکنه . کلا بحث بحث خودشون سه تاس . منم چیزی میگم ، زیر پیام من ، پیام هم دیگ رو ریپلای میکنن و جواب میدن ک قشنگ من بفهمم با من نیستن . منم همیشه همیشه تلاش میکنم سوالایی ک جوابشون رو میدونم بگم. یبار ن ، دوتا سوال پرسید، از ف ، بعد نزدیک ی ساعت ف جواب نداد، من جواب دادم. بعد وقتی ف اومد گفت ، لبخند خانم فرمودند.خب ب من چ تو نبودی. کلا حسم ی مدلیه.دیگ نمیخوام تو اون گروه حرف بزنم.برای اونا ک تفاوتی نداره.شاید حس خودم بهتر بشه. شاید خواست خدا بود ک من ی ترمم جا ب جا بشه تا از دوره جدید ک میشه فیزیوپاتولوژی کنار اینا نباشم. وقتی ترم بعد برسه ، من خود ب خود خیلی از درسا رو ندارم با اینا ، ترم بعدم بیشتر ، و ترم بعدیش کلا اون

برچسب: نویسنده: سپیده اکبری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 28 آذر 1395 ساعت: 1:16

از جذابیت های رشته پزشکی میشه ب این اشاره کرد ک دوهفته تمام برای ی امتحان سنگین جوون میکنی ، بعد روز امتحان ، ساعت بعد امتحان ، در حالی ک داری فکر میکنی از رهایی چکار کنی ، ی امتحان جدید برات میذارن و تو باید باز ی هفته جوون بکنی...

.

همین جذابیت ها و شب بیداری ها هست ک رشته قشنگ منو متمایز میکنه...

برچسب: نویسنده: سپیده اکبری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 28 آذر 1395 ساعت: 1:16

اول اینک چون معمولا عنوان ب ذهنم نمیاد خالی میذارم ، مطالبم بهم ور شد برای همین شماره گذاشتم اونم جدی نشمردم ، همین شکلی شماره زدم. دوم من اینجا حس خاصی رو نمیرسونم ، ینی درآن واحد هرچی ک تو ذهنم باشه و بخوام ذهنم سبک بشه اینجا مینویسم، بیشتر تر تو دفترم مینویسم، و واقعا اینجا برای منه ، ممنون ک دنبالم میکنید ، ممنون ک حرفای خوب بهم میزنید و انرژی میدید اما جدا من دختر خیلی زیاد شادم پس نگید تو چرا اینهمه منفی هستی و بدی و غر غرو هستی . من خیلی هم شگفت انگیر و خوبم (: سوم من واقعا نظر تایید نمیکنم ، سوالی یا حرف مهمی باشه میام وبلاگاتون جواب میدم.ولی واقعا جواب چقدر قالبت قشنگ رو نمیدم ، عقده ای نیستم.لازم نیست.

برچسب: چهل و سه سالگی,چهل و سه سال تنهایی,چهل و سه طلوع, نویسنده: سپیده اکبری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 16 آذر 1395 ساعت: 20:14

الان چی بگم وقتی دلم داره برای استاد روانشناسیم غش میره...

دلم میخواد فقط ی حس دخترونه الکی باشه ک دم پاییز و این هواها سراغم اومده...

کاش جدی نباشه ک اصلااااا اعصاب عاشق شدن ندارم

برچسب: نویسنده: سپیده اکبری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 16 آذر 1395 ساعت: 20:14

میخوام ثابت کنم کاااار نشد نداره برای من.

با همه ی انرژیم باید تا سه شنبه بیست و سوم بجنگم

برچسب: نویسنده: سپیده اکبری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 16 آذر 1395 ساعت: 20:14

کنفرانس روانشناسی دادم.

همون استادی ک رسما دلم براش غش رفته ...

رفتم بهش بگم ی قسمت رو فراموش کردم بگم. خندید گفت فدای سرت...

بهم ی شکلات داد... حالا منم و ی شکلات ک معلوم نیست از چ نظر بود واقعا....

این مال شنبه این هفته ن هفته پیش بود.

سه شنبه هنوز هم با قدرت سخت ترین روز هفته هست...

برچسب: نویسنده: سپیده اکبری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 16 آذر 1395 ساعت: 20:14

صفحه بندی